برای گفتن من شعر هم به گل مانده
نه مانده عمری و صدها سخن به دل مانده
صدا که مرحم فرياد بود زخم را
به پيش زخم عظيم دلم خجل مانده
از دست عزيزان چه بگويم گله ای نيست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نيست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز اين دست مرا مشغله ای نيست
******
از دست عزيزان چه بگويم گله ای نيست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نيست
سرگرم به خود زخم زدن درهمه عمرم
هر لحظه جز اين دست مرا مشغله ای نيست
ديری است که از خانه خرابان جهانم
بر سقف فرو ريخته ام چلچله ای نيست
در حسرت ديدار تو آواره ترينم
هر چند که تا منزل تو فاصله ای نيست
****
روبروی تو کيم من يه اسير سرسپرده
ای که تو غبار آينه مرده چهره تکيده
من برای تو چی هستم کوه تنهای تحمل
بين ما پل عذابه من خسته پايه پل
که نزديکی مثل من به من اما خيلی دوری ای
رو به ما کن تا ببينی چهره درد و صبوری
کاشکی که ميشد تا بدونی من برای تو چی هستم
از تو بيش از همه دنيا از خوم بيش از تو خستم
ببين که خستم کاشکی از عصای دستم يا که از پشت شکستم
تو بخونی يا بدونی از خودم بيش از تو خستم
ببين که خستم تنها غروره عصای دستم
از عذاب باتو بودن در سکوت خود خرابم
نه صبورم نه عاشق ، من تجسم عذابم
تو سرا پا بی خيالی من همه تحمل درد
تو نفهميدی چه دردی زانوی خستمو تا کرد
زير بار با تو بودن يه سکون نيمه جونم
اين که اسمش زندگی نيست جون به لبهام ميرسونن
هيچی جز شعر شکستن قصه فردای من نيست
اين ترانه زواله اين صدا صدای من نيست
ببين که خستم تنها غروره عصای دستم
کاشکی که ميشد تا بدونی من برای تو چی هستم
از تو بيش از همه دنيا از خوم بيش از تو خستم
ببين که خستم غرور سنگم اما شکستم
از عذاب باتو بودن در سکوت خود خرابم
نه صبورم نه عاشق ، من تجسم عذابم
تو سرا پا بی خيالی من همه تحمل درد
تو نفهميدی چه دردی زانوی خستمو تا کرد
+ نوشته شده در شنبه 27 اسفند1384ساعت 4:9  توسط بهروز
|
سال سقوط سال فرار
سال گريز و انتظار
فصل شكستن فلز
سال سياه دو هزار
سال سقوط عاطفه
تا بي نهايت زير صفر
نهايت معراج ذهن
انديشه ي تفسير صفر
تو ذهن ماشين هاي سرد
معناي عشق و احتياج
روي نوار حافظه
يعني يه درد بي علاج
سال به بن بست رسيدن
پنجه به ديوار كشيدن
از معنويت گم شدن
تن به غريزه بخشيدن
قبيله يعني يه نفر
همخوني معني نداره
همبستگي خوابيه كه
تعبير فردا نداره
سال سقوط سال فرار
سال گريز و انتظار
پاييز تلخ و بي بهار
سال سياه دو هزار
سالي كه خون تو رگ ها نيست
قلب فلزي تو سينه ست
وقتي كه تصوير زمان
شكستگي يه آينده ست
قبيله يعني يه نفر
همخوني معني نداره
همبستگي خوابيه كه
تعبير فردا نداره
تو اون روزايي كه مي آد
كسي به فكر كسي نيست
هر كي به فكر خودشه
به فكر فريادرسي نيست
همه به هم بي اعتنا
حتي به مرگ همديگه
كسي اگه كمك بخواد
كي مي دونه اون چي مي گه
توي كتاباي لغت
سفيده برگ ها هميشه
نه دشمتي نه دوستي
هيچي نوشته نمي شه
اين ناگزيره واسه ما
سير صعودي تا سقوط
هميشه قصه ي صدا
تمومه با حرف سكوت
وقتي كه آيينه ي عشق
سياه بشه زير غبار
وقت طلوع فاجعه س
مي رسه سال دو هزار
+ نوشته شده در شنبه 27 اسفند1384ساعت 3:57  توسط بهروز
|
اگه هم صدام بودي
اگه هم صدام بودی
هیشکی حریفم نمیشد
کوه اگه رو شونه هام بود
کمرم خم نمیشد
تو آگه خواسته بودی آخ تو اگه خواسته بودی
تو اگه مونده بودی موندنی ترین بودم
عمر صدام کم نمیشد
اگه هم صدام بودی
هیشکی حریفم نمیشد
کوه اگه رو شونه هام بود
کمرم خم نمیشد
اگه زخمی میشدم به دست تو مرحم بودم
زخم قیمتی من محتاج مرحم نمیشد
اگه بارون عزیز با تو بودن میگرفت
گل سرخ قصمون تشنه شبنم نمیشد
تو آگه خواسته بودی آخ تو اگه خواسته بودی
تو اگه مونده بودی موندنی ترین بودم
عمر صدام کم نمیشد
+ نوشته شده در شنبه 27 اسفند1384ساعت 3:56  توسط بهروز
|
بی همگان بسر شود بی تو بسر نمیشود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
بي همگان به سر شود بي تو به سر نميشود
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نميشود
.......
بي تو براي شاعري واژه خبر نميشود
بغض دوباره ديدنت از تو بدر نميشود
فکر رسيدن به تو فکر رسيدن به من
از تو به خود رسيده ام اين که سفر نميشود
.....
بي همگان به سر شود بي تو به سر نميشود
.....
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نميشود
.....
دلم اگر به دست تو به نيزه اي نشان شود
براي زخم نيزه ات سينه سپر نميشود
صبوري و تحملت هميشه پشت شيشه ها
پنجره جز به بغض تو ابري و تر نميشود
.....
بي همگان به سر شود بي تو به سر نميشود
.....
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نميشود
.....
صبور خوب خانگي شريک زجه هاي من
خنده خسته بودنم زنگ خطر نميشود
حادثه يکي شدن حادثه اي ساده نبود
مرد تو جز تو از کسي زير و زبر نميشود
به فکر سرسپردنم به اعتماد شانه ات
گريه بخشايش من که بي ثمر نميشود
هميشگي ترين من لاله نازنين من
بيا که جز به رنگ تو دگر سحر نميشود
بي همگان به سر شود بي تو به سر نميشود
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نميشود
بي همگان به سر شود بي تو به سر نميشود
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نميشود
Release Date:
Lyrics By: Shayryar Ghanbari شهريار قنبری
Arranged By: Andranik اندرانیک
Melody By: Farid Zoland فرید زولاند
+ نوشته شده در شنبه 27 اسفند1384ساعت 3:56  توسط بهروز
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند1384ساعت 2:39  توسط بهروز
|
تو غربتی که سرده تمام روزو شبهاش
غریبه از منو ما عشق من عاشقم باش
تو غربتی که سرده تمام روز و شبهاش
غريبه از من و ما عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش که تن به شب نبازم
با غربت من بساز تا با خودم بسازم
عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش
تو خواب عاشقا رو تعبير تازه کردی
کهنه حديث عشق و تفسير تازه کردی
گفتی که از تو گفتن يعنی نفس کشيدن
از خود گذشتن من يعنی به تو رسيدن
قلبمو عادت بده به عاشقانه مردن
از عشق زنده بودن ، از عشق جون سپردن
وقتی که هق هق عشق ضجه احتياج
سر جنون سلامت که بهترين علاجه
عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش اگر چه مهلتی نيست
برای با تو بودن اگر چه فرصتی نيست
عشق من عاشقم باش نذار بيفتم از پا
بمون با من که بی تو نميرسم به فردا
عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش
Release Date:
Lyrics By: Iraj Janati Ataei ایرج جنتی عطایی
Arranged By: Varoujan واروژان
Melody By: Babak Bayat
+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:14  توسط بهروز
|
کوهو میزارم رودوشم رخت هر جنگو میپوشم
موجو از دریا میگیرم شیرهء سنگو میدوشم
Release Date:
Lyrics By: Reza Ataei
Arranged By: Varoujan واروژان
Melody By: Varoujan واروژان
+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:13  توسط بهروز
|
ضیافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن در یار
ضيافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق برای گم شدن دريا
چه دريايی ميان ما خوشا ديدار ما در خواب
چه اميدی به اين ساحل خوشا فرياد زير آب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن
اگر خوابم اگر بيدار اگر مستم اگر هوشيار
مرا يارای بودن نيست تو ياری کن مرا ای يار
تو ای خاتون خواب من من تن خسته را درياب
مرا هم خانه کن تا صبح نوازش کن مرا تا خواب
هميشه خواب تو ديدن دليل بودن من بود
چراغ راه بيداری اگر بود از تو روشن بود
ضيافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق برای گم شدن دريا
نه از دور و نه از نزديک تو از خواب آمدی ای عشق
خوشا خودسوزی عاشق مرا آتش زدی ای عشق
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن
Release Date:
Lyrics By: Iraj Janati Ataei ایرج جنتی عطایی
Arranged By: Varoujan واروژان
Melody By: Babak Bayat
+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:11  توسط بهروز
|
هر چه را که ساختم عاقبت شکست ، شکست
من همیشه باختم ، باختم ، باختم
من نه آبشار من نه جویبار من نه چشمه سار
من نه سبزه نه رود من نه بر آسمان گرم مهر ، دمیده دیر
من نه از شاخ سرد قهر ، پریده زود
هرچه بود از تو بود از تو بود
من همیشه شوره زار من همیشه دست باز
من طلوع دائم نیاز
من همیشه با همیشه ساختم
من همیشه در همیشه سوختم
من همیشه با سوزن نگاه
با نخ آرزو ، روزها ، هفته ها ، ماه ها ، سالها را به هم دوختم
هرچه بود از تو بود ، از تو بود ، از تو بود
Release Date:
Lyrics By: Forsi
Arranged By: Naser Chechm Azar ناصر چشم آذر
Melody By: Naser Chechm Azar
+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:10  توسط بهروز
|
شب آغاز هجرت تو ، شب در خود شکستنم بود
شب بی رحم رفتن تو ، شب از پا نشستنم بود
شب بی تو شب بی من ، شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن شب مردن ،شب دل کندن من از ما بود
واسه جشن دلتنگی ما ، گل گريه سبد سبد بود
با طلوع عشق من و تو ، هم زمين هم ستاره بد بود
از هجرت تو شکنجه ديدم ، کوچ تو اوج رياضتم بود
چه مومنانه از خود گذشتم ،کوچ من از من نهايتم بود
به دادم برس به دادم برس تو ای ناجی تبار من
به دادم برس به دادم برس تو ای قلب سوگوار من
سهم من جز شکستن من ، توهجوم شب زمين نيست
با پر و بال خاکی من ،شوق پرواز آخری نيست
بی تو بايد دوباره برگشت به شب بی پناهی
سنگر وحشت من از من ، مرحم زخم پير من کو ؟
واسه پيدا شدن تو آينه جاده سبز گم شدن کو؟
بی تو بايد دوباره گم شد تو غبار تباهی
با من نياز خاک زمين بود ، تو پل به فتح ستاره بستی
اگر شکستم از تو شکستم اگر شکستی از خود شکستی
به دادم برس به دادم برس تو ای ناجی تبار من
به دادم برس به دادم برس تو ای قلب سوگوار من
شب بی تو شب بی من ، شب دل مرده های تنها بود
شب رفتن شب مردن ،شب دل کندن من از ما بود
+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:9  توسط بهروز
|
چشم من بيا منو ياری بکن
گونه هام خشکيده شد کاری بکن
غيره گريه مگه کاری ميشه کرد
کاری از ما نمياد زاری بکن
اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه ميخواد
هرچی دريا رو زمين داره خدا
با تمومه ابرای آسمونا
کاشکی ميداد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گريه کنن
اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه ميخواد
قصهء گذشته های خوب من
خيلی زود مثل يه خواب تموم شدن
حالا بايد سر رو زانوم بذارم
تاقيامت اشک حسرت ببارم
دل هيشکی مث من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گريه دوای دردمه
چرا چشمام اشکشو کم مياره
خورشیده روشن ما رو دزديدن
زیره اون ابرای سنگين کشيدن
همه جا رنگه سياهه ماتمه
فرصت موندنمون خيلی کمه
سرنوشت چشاش کوره نمیبینه
زخم خنجرش ميمونه تو سينه
لب بسته سينهء غرق به خون
قصهء موندن آدم همينه
اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد
تا قيامت دل من گريه ميخواد
Release Date: 1974
Lyrics By: Ardalan Sarfaraz اردلان سرفراز
Arranged By: Hassan Shamaeizadeh حسن شماعی زاده
Melody By: Hassan Shamaeizadeh
+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:8  توسط بهروز
|
شبامون آخ که چه تاریک و چه سرده
دلامون جای غمه لونهء درده
تورو بی من منو دور از تو گذاشته
چی بگم با من و تو دنیا چه کرده
آسمون با منو تو قهره دیگه
هرکدوم از ما تو یک شهره دیگه
تو دلم این همه غم جا نمیگیره
چی بجز غم داره اون دل که اسیره
گفتی از یاد میره این غمها یه روزی
تو دلم ریشه دوونده دیگه دیره
تو میگی نامه نوشتی نرسیده
از تو یک خط یا نشون هیچکی ندیده
منم امشب واسه تو نامه نوشتم
اما اشکام همه رو نامه چکیده
آسمون با منو تو قهره دیگه
هرکدوم از ما تو یک شهره دیگه
Release Date:
Lyrics By: Toraj Negahban تورج نگهبان
Arranged By: Mahvan
Melody By: Mahvan
+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:7  توسط بهروز
|
ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم
هر جا که پا میزارم تورو اونجا میبینم
یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود
قصهء غربت تو قد صدتا قصه بود
یادتو هرجا که هستم با منه داره عمره منو آتیش میزنه
تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد
گونه های خیسمو دستای تو پاک میکرد
حالا اون دستا کجاس اون دوتا دستای خوب
چرا بیصدا شده لب قصه های خوب
من که باور ندارم اون همه خاطره مرد
عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد
آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده
انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده
یادتو هرجا که هستم با منه داره عمره منو آتیش میزنه
Release Date:
Lyrics By: Ardalan Sarfaraz اردلان سرفراز
Arranged By: Varoujan واروژان
Melody By: Hassan Shameizaded حسن شماعی زاده
+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:6  توسط بهروز
|
تو خراب من آلوده مشو
غم این پیکر فرسوده مخور
قصه ام بشنو و از یاد ببر
قهر من غصه بیهوده نخور
..
تو سپیدی من سیاهم
خسته ای گم کرده راهم
تو به هر جا در پناهی
من به دنیا بی پناهم
تو طلوع هر امیدی
من غروبی نا امیدم
تو سپید و دل سیاهی
من سیاه دل سپیدم
نه قراری نه دیاری که برام رو بگذارد
به شوقی به چه ذوقی دگر این ره بسپارم
چه امیدی به سپیدی که به رنگ شب تارم
تو سپیدی من سیاهم
خسته ای گم کرده راهم
گنه تو بی گناهی
بی گنه غرق گناهم
تو طلوع هر امیدی
من غروبی نا امیدم
تو سپید و دل سیاهی
من سیاه دل سپیدم
..
شوق بودن بوده تنها اشتباهم اشتباهم
تو سپیدی من سیاهم
خسته ای گم کرده راهم
گنه تو بی گناهی
به گنه غرق گناهم
+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:6  توسط بهروز
|
اهل طاعونی این قبيله مشرقيم
تویی اين مسافر شيشه ای شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو
توبه فکر جنگل آهن وآسمون خراش
من به فکر يه اتاق اندازه تو واسه خواب
تن من خاک منه ساقهء گندم تن تو
تن ما تشنه ترين تشنهء يک قطره آب
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو
شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا
شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا
تن تو مثل تبر تن من ریشهء سخت
طپش عکس يه قلب مونده اما رو درخت
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو
نبايد مرثيه گو باشم واسه خاک تنم
تو آخه مسافری خون رگ اينجا منم
تن من دوست نداره زخمی دست تو بشه
حالا با هر کی که هست هرکی که نيست داد ميزنم
+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:5  توسط بهروز
|
اگر كسي متن اين ترانه را به طور كامل دارد براي من در قسمت نظر بگذارد
باتشكر بهروز
Release Date: August 2003
Lyrics By: Manoochehr Namvar Azad
محمد شمس Arranged By: Mohammad Shams
Melody By: Mohammad Shams
+ نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 23:56  توسط بهروز
|
افسانهء عشق و جنون
رفته ز خاطر تاکنون
آن تک سوار قصه ها
با اسب خود شد واژگون
بس عهدها بشکسته شد
ديگر خدا هم خسته شد
در کارزار زندگی
بازوی مردان بسته شد
ای چرخ افسونت چه شد؟
الوند و سيحونت چه شد؟
بر تنب كوچك تا ارس
کاوه فريدونت چه شد؟
صف را طلايه دار كو؟
آن نقطه پرگار كو؟
در شهر آزادی ، دری
بر قامت ديوار كو؟
شهنامه خوانی دير شد
سيمرغ در زنجير شد
آرش ، كماندار زمان
آماج زخم تير شد
فريادها بر باد شد
فرياد زير آب شد
ارابهء سردار عشق
افسانه ای در خواب شد
Release Date: August 2003
Lyrics By: Tooraj Negahban تورج نگهبان
Arranged By: Kaveh Haghighi
Melody By: Kaveh Haghighi
+ نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 23:54  توسط بهروز
|
ای سر سبز وطن، آذرآبادگان من
از تو جدا يكدم ، مبادا ايران من
روزگارت در امان ، دور از دست گزند
پشت تو بی لرزه باد ، همچنان كوه سهند
سرفراز ياور ايران من
پر غرور خاك ستارخان من
آنكه دلش مي زند ، نبض جدایی در باد
با او سخن می گويم ، تا نگهدارد به ياد
آذرآبادگان من ، جان جانان من است
قيمت خون ارس ، رگ ايران من است
خانه شمس و زرتشت آبروی ميهن است
چه نزديك تو باشم ، چه در غربت قريب و دور
تو را نمی دهم ز دست ، ای مرز عشق و شعر و شور
مگر بی تو مي شود ، زمزمهء ارس شنيد؟
مگر بی تو می شود به معنای وطن رسيد؟
سرفراز ياور ايران من...
پر غرور خاك ستارخان من
Release Date: August 2003
Lyrics By: Zoya Zakarian زویا زاکاریان
Arranged By: Arman آرمن آهارونیان
Melody By: Vatan Doost
+ نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 23:52  توسط بهروز
|
حرکت از اين بيش شتابان کنيم.......ولوله در ولوله باران کنيم
جنگل و شهر و ده و کوه و کمر.......از نفس خويش شکوفان کنيم
دانه هر گل که تو پرپر کنی.......باز بکاريم و دو چندان کنيم
پای بکوبيم و بر اريم دست.......خنده زنان ترک سر و جان کنيم
روشن از ايمان به طلوعی قريب.......چوبه اعدام چراغان کنيم
دل چو به پيمان خدا داده ايم.......سر گرو حرمت پيمان کنيم
تا تو بدانی چه ما می کنيم.......هر چه تو گفتي نکنيد ان کنيم
اتش پنهان درون، برون.......از دل خاکستر ايران کنيم
شعله بگيريم از اين اتش و.......مشعل تاريخ فروزان کنيم
مشعل تاريخ فروزان کنيم.......ساخته يی هر چه تو، ويران کنيم
خواب و خيال خوشت اشفته ايم.......بيش، از اين نيز پريشان کنيم
می شنوی؟ اين تپش طبل ماست.......باش و ببين تا که چه طوفان کنيم
حرکت از اين بيش شتابان کنيم.......ولوله در ولوله باران کنيم
Release Date: August 2003
Lyrics By: Mohamad Ali Esfehani
Arranged By: Mohammad Shams محمد شمس
Melody By: Mohammad Shams
+ نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 23:51  توسط بهروز
|
دوباره ميسازمت وطن
اگر چه با خشت جان خويش
ستون به سقف تو ميزنم
اگر چه با استخوان خويش
دوباره ميبويم از تو گل
به ميل نسل جوان تو
دوباره ميشويم از تو خون
به سيل اشک روان خويش
اگر چه صد ساله مرده ام
بگور خود خواهم ايستاد
که بردرم قلب اهرمن
به نعره آنچنان خويش
اگر چه پيرم ولی هنوز
مجال تعليم اگر بود
جوانی آغاز ميکنم
کنار نوباوگان خويش
Release Date: August 2003
Lyrics By: Simin Behbani سيمين بهبهانی
Arranged By: Areek اریک
Melody By: Dariush
+ نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 23:50  توسط بهروز
|
نه زمين خاکِ قديمی نه هوا همون هواست
تاچشام کار ميکنه هرچی که مونده نا بجاست
داره از قبيله ما یکی يکی کم ميشه
هرچی دوست داشتمو دارم راهی عدم می شه
مثل ابرای زمستون دلم از گريه پره
شيشهء نازک دل منتظرِ تلنگره
*********
غم سفره های خالی دستای نحيف مردم
داغ شلاق جهالت به تن شريف مردم
غم اعدام ستاره انهدام سرو آزاد
تيرباران شقايق باغبانی کردن باد
همه قطره های خونی که به خاکم شده فرياد
همه اين هایی که گفتم بغض هرروزمنه
منو درمن ميشکنه
مثل ابرای زمستون دلم از گريه پره
شيشهء نازک دل منتظرِ تلنگره
**************
******
**
+ نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 23:48  توسط بهروز
|
من آن موجم که آرامش ندارم به آسانی سر سازش ندارم
هميشه درگريزو در گذارم نمی مانم به يکجا بيقرارم
سفر يعنی من و گُستاخیِ من هميشه رفتن وهرگزنماندن
هزاران ساحل و ناديده ديدن به پُرسش های بی پاسُخ رسيدن
من از تبار دريا ازنسل چشمه سارم
رها تراز رهائی حصارِ بی حصارم
ساحل حصارمن نيست پايان کار من نیست
همدرد و يارمن نيست کسی که يارمن نيست
درانتظارِمن نست
************
صدای زنده بودن درخروشم به ساحل چون ميآيم خموشم
به هنگاميکه دنيا فکر ما نيست برای مرگ هم درخانه جا نيست
اگرخاموش بشينم روا نيسست دل ازدريا بريدن کار ما نيستت
من آن موجم که آرامش ندارم به آسانی سر سازش ندارم
هميشه در گريز و درگذارم نمی مانم به يک جا بيقرارم
***********
+ نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 23:48  توسط بهروز
|
گفتی ازعشقم حذرکن چه بَد کردم نکردم
بُگذروازمن گُذرکن چه بَد کردم نکردم
يادمو ازسر بَدر کن چه بَد کردم نکردم
فکر آزار و خطر کن چه بَد کردم نکردم
روزاول گفته بودی ولی ازتو نشنيدم
توی آينهء ديروز کاشکی فردارو ميديدم
باتوعشق آمدو گُم شد هرچه بود زيرو زبرشد
لحظه هاخالی وخسته زندگی بی هوده ترشد
گفتی ازعشقم حذرکن............
*********
عشق اولين توبودی باتومن عشقوشناختم
ای توعشق آخرينم رفتی و دردو شناختم
باتومن عشقو شناختم باتومن زندگی ساختم
ازکسی گلايه ایی نيست اگه باختم بتو باختم
گفتی ازعشقم حذرکن............
*********
هرکسی پس ازتوآمد خلوت منوبهم زد
ترو باز بيادم آورد اگرازعاطفه دَم زد
هرکسی پس ازتوآمد خلوت منوبهم زد
سرنوشتِ من نبوده سرنوشتِ که رقم زد
گفتی ازعشقم حذرکن
+ نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 23:46  توسط بهروز
|
تو روزنهء نوری درخانهء ظلمت پوش
ديباچهء آوازی برمتن شبِ خاموش
چيزی به من از باران چيزی به من از پرواز
چيزی به من از گريه چيزی به من از آواز
می بخشی و می خوابی بر بستری ازاعجاز
می مانم و می رويم درسنگرِ يک آغوش
درخانهء ظلمت پوش
************
شب حوصله می سوزد وقتی که تو درخوابی
ظلمت همهء دنياست وقتی تو نمی تابی
تنديسهء تنها ئی درخوابی و زيبا ئی
مهتابی و بر پيکر دوری و همينجائی
توروزنه نوری.................
***
*
+ نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 23:45  توسط بهروز
|
کارِمن.....
منم که جنگلی بی زمين بود
به جرم کشف گل در اوين بودم
ترانه مال مردم نت به نت پيدا ، ولی گم بود
تمام حسرتِ من بوی گندم بود
رويا خود بيداريه
زخم تو زخمی کاريه
کار تو بالا رفتنه
رها شدن کار منه
اين کار من بود
اين کار من بود
اين راه من بود
اين راه من بود
**************
*****
**
+ نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 23:44  توسط بهروز
|
اينک زيرنورافکن اوج شعرمن آخرين پرده
قصه، قصه ی مردی که غرورش را رها نکرده
هرچه ، هرچه که بود مثل فانوس گرم و روشن بود
مثل هيچ کس نبود ، شبيه من بود
**********
چون پرنده اگر لرزيدم زيرباران اگرترسيدم
وحشت ام را به تو بخشيدم سقوطم را به چشم ديدم
تا فهميدم چه دل شکن بود اين راه من بود ، اين راه من بود
صد آه اگرکشيدم سایه ایی را سر نبريدم
صد بار اگر بوسيدی من هزاران بار بوسيدم
زخم چين پيرهن هديهء دوست وقت رفتن بود
هرگزبرنگشتم ، اين راه من بود ، اين راه من بود
*****
خواب خوبِ بی قفس بودن بی تورفتن با تو برگشتن
خواب خنده لحظه به لحظه آخر خون تهِ شکنجه
اين تمامِ خواب وطن بود
اين کارِ من بود ، اين کارِ من بود
درهم بودم ، برهم بود ، اّماخودِ خودم بودم
ساده بودم ، شبنم بودم ، زخم گل را مرهم بودم
کارم ازنو سرزدن بود
اين کارِ من بود ، اين کارِ من بود
*************
******
***
*
+ نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 23:42  توسط بهروز
|
کجای اين جنگل شب پنهون ميشی خورشيدکم
پشتِ کدوم سَد سکوت پر ميکشی چکاوکم
چرا بمن شک ميکنی منکه منم برای تو
لبريزم ازعشق تو و سرشارم ازهوای تو
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو
گريه نمی کنم ، نرو آه نمی کشم ، بشين
حرف نمیزنم ، بمون بُغض نمی کنم ، ببين
***********
سفرنکن خورشيدکم ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه راهیه ي اين سفرنشو
نزارکه عشق منوتو اينجا به آخربرسه
بری تو و مرگ من از رفتنه توسربرسه
گريه نمی کنم ، نرو آه نمی کشم ، بشين
حرف نمیزنم ، بمون بُغض نمی کنم ، ببين
**********
نوازشم کن و ببين عشق ميريزه از صدام
صدام کن و ببين که باز غنچه ميدن ترانه هام
اگرچه من بچشم تو کمم قديمی ام گُمم
آتشفشان عشقمو دريای پُرازتلاطُمم
گريه نمی کنم ، نرو آه نمی کشم ، بشين
حرف نمیزنم ، بمون بُغض نمی کنم ، ببين
***************
******
**
+ نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1384ساعت 23:36  توسط بهروز
|
سلام من شرمنده ي تمام عاشقان اين اشعار هستم اگر در بعضي از آن ها اشتباهي رخ داده
و اگر شما متوجه اين اشتباهات شديد در همان شعر نظر دهيد
با تشكر بهروز
+ نوشته شده در شنبه 20 اسفند1384ساعت 9:37  توسط بهروز
|
- متاسفانه 28 ساله اين ترانه ها هنوز حرف خودشان را مي زنند ، 28 ساله هنوز شكنجه است، تو اون مملكت هنوز كشتاره هنوز غارته هنوز چقاوله ولي منتظر اين باشيد كه جوانان چه گلي خواهند ساخت (داريوش)
+ نوشته شده در جمعه 19 اسفند1384ساعت 3:38  توسط بهروز
|
شما در اين بخش مي توانيد در مورد آهنگ هاي استاد نظر دهيد و پيام هاي خود را به گوش او برسانيد .
( البته اگر ايشان لطف كنند و عاشقان خود را در اين كوچك جا تنها نگذارند )
+ نوشته شده در جمعه 19 اسفند1384ساعت 3:35  توسط بهروز
|
- آغاز كنيم همديگر را دوست داشته باشيم آغاز كنيم به عقايد يكديگر احترام بگذاريم آغاز كنيم با عشق با هم برخورد كنيم
ما انسان هايي هستيم با عقايد مختلف حق نداريم به تفكر و بينش كسي اهانت يا همله كنيم اينه كه ما داريم آغاز مي كنيم راه جديدي را كه با پشتيباني از جوانانمان ، ما هم خودمان را با بينش آن ها تطبيق دهيم (داريوش)
+ نوشته شده در جمعه 19 اسفند1384ساعت 3:7  توسط بهروز
|