برای گفتن من شعر هم به گل مانده
نه مانده عمری و صدها سخن به دل مانده
صدا که مرحم فرياد بود زخم را
به پيش زخم عظيم دلم خجل مانده
از دست عزيزان چه بگويم گله ای نيست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نيست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز اين دست مرا مشغله ای نيست
******
از دست عزيزان چه بگويم گله ای نيست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نيست
سرگرم به خود زخم زدن درهمه عمرم
هر لحظه جز اين دست مرا مشغله ای نيست
ديری است که از خانه خرابان جهانم
بر سقف فرو ريخته ام چلچله ای نيست
در حسرت ديدار تو آواره ترينم
هر چند که تا منزل تو فاصله ای نيست
****
روبروی تو کيم من يه اسير سرسپرده
ای که تو غبار آينه مرده چهره تکيده
من برای تو چی هستم کوه تنهای تحمل
بين ما پل عذابه من خسته پايه پل
که نزديکی مثل من به من اما خيلی دوری ای
رو به ما کن تا ببينی چهره درد و صبوری
کاشکی که ميشد تا بدونی من برای تو چی هستم
از تو بيش از همه دنيا از خوم بيش از تو خستم
ببين که خستم کاشکی از عصای دستم يا که از پشت شکستم
تو بخونی يا بدونی از خودم بيش از تو خستم
ببين که خستم تنها غروره عصای دستم
از عذاب باتو بودن در سکوت خود خرابم
نه صبورم نه عاشق ، من تجسم عذابم
تو سرا پا بی خيالی من همه تحمل درد
تو نفهميدی چه دردی زانوی خستمو تا کرد
زير بار با تو بودن يه سکون نيمه جونم
اين که اسمش زندگی نيست جون به لبهام ميرسونن
هيچی جز شعر شکستن قصه فردای من نيست
اين ترانه زواله اين صدا صدای من نيست
ببين که خستم تنها غروره عصای دستم
کاشکی که ميشد تا بدونی من برای تو چی هستم
از تو بيش از همه دنيا از خوم بيش از تو خستم
ببين که خستم غرور سنگم اما شکستم
از عذاب باتو بودن در سکوت خود خرابم
نه صبورم نه عاشق ، من تجسم عذابم
تو سرا پا بی خيالی من همه تحمل درد
تو نفهميدی چه دردی زانوی خستمو تا کرد
+ نوشته شده در شنبه 27 اسفند1384ساعت 4:9  توسط بهروز
|
سال سقوط سال فرار
سال گريز و انتظار
فصل شكستن فلز
سال سياه دو هزار
سال سقوط عاطفه
تا بي نهايت زير صفر
نهايت معراج ذهن
انديشه ي تفسير صفر
تو ذهن ماشين هاي سرد
معناي عشق و احتياج
روي نوار حافظه
يعني يه درد بي علاج
سال به بن بست رسيدن
پنجه به ديوار كشيدن
از معنويت گم شدن
تن به غريزه بخشيدن
قبيله يعني يه نفر
همخوني معني نداره
همبستگي خوابيه كه
تعبير فردا نداره
سال سقوط سال فرار
سال گريز و انتظار
پاييز تلخ و بي بهار
سال سياه دو هزار
سالي كه خون تو رگ ها نيست
قلب فلزي تو سينه ست
وقتي كه تصوير زمان
شكستگي يه آينده ست
قبيله يعني يه نفر
همخوني معني نداره
همبستگي خوابيه كه
تعبير فردا نداره
تو اون روزايي كه مي آد
كسي به فكر كسي نيست
هر كي به فكر خودشه
به فكر فريادرسي نيست
همه به هم بي اعتنا
حتي به مرگ همديگه
كسي اگه كمك بخواد
كي مي دونه اون چي مي گه
توي كتاباي لغت
سفيده برگ ها هميشه
نه دشمتي نه دوستي
هيچي نوشته نمي شه
اين ناگزيره واسه ما
سير صعودي تا سقوط
هميشه قصه ي صدا
تمومه با حرف سكوت
وقتي كه آيينه ي عشق
سياه بشه زير غبار
وقت طلوع فاجعه س
مي رسه سال دو هزار
+ نوشته شده در شنبه 27 اسفند1384ساعت 3:57  توسط بهروز
|
اگه هم صدام بودي
اگه هم صدام بودی
هیشکی حریفم نمیشد
کوه اگه رو شونه هام بود
کمرم خم نمیشد
تو آگه خواسته بودی آخ تو اگه خواسته بودی
تو اگه مونده بودی موندنی ترین بودم
عمر صدام کم نمیشد
اگه هم صدام بودی
هیشکی حریفم نمیشد
کوه اگه رو شونه هام بود
کمرم خم نمیشد
اگه زخمی میشدم به دست تو مرحم بودم
زخم قیمتی من محتاج مرحم نمیشد
اگه بارون عزیز با تو بودن میگرفت
گل سرخ قصمون تشنه شبنم نمیشد
تو آگه خواسته بودی آخ تو اگه خواسته بودی
تو اگه مونده بودی موندنی ترین بودم
عمر صدام کم نمیشد
+ نوشته شده در شنبه 27 اسفند1384ساعت 3:56  توسط بهروز
|
بی همگان بسر شود بی تو بسر نمیشود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
بي همگان به سر شود بي تو به سر نميشود
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نميشود
.......
بي تو براي شاعري واژه خبر نميشود
بغض دوباره ديدنت از تو بدر نميشود
فکر رسيدن به تو فکر رسيدن به من
از تو به خود رسيده ام اين که سفر نميشود
.....
بي همگان به سر شود بي تو به سر نميشود
.....
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نميشود
.....
دلم اگر به دست تو به نيزه اي نشان شود
براي زخم نيزه ات سينه سپر نميشود
صبوري و تحملت هميشه پشت شيشه ها
پنجره جز به بغض تو ابري و تر نميشود
.....
بي همگان به سر شود بي تو به سر نميشود
.....
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نميشود
.....
صبور خوب خانگي شريک زجه هاي من
خنده خسته بودنم زنگ خطر نميشود
حادثه يکي شدن حادثه اي ساده نبود
مرد تو جز تو از کسي زير و زبر نميشود
به فکر سرسپردنم به اعتماد شانه ات
گريه بخشايش من که بي ثمر نميشود
هميشگي ترين من لاله نازنين من
بيا که جز به رنگ تو دگر سحر نميشود
بي همگان به سر شود بي تو به سر نميشود
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نميشود
بي همگان به سر شود بي تو به سر نميشود
داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نميشود
Release Date:
Lyrics By: Shayryar Ghanbari شهريار قنبری
Arranged By: Andranik اندرانیک
Melody By: Farid Zoland فرید زولاند
+ نوشته شده در شنبه 27 اسفند1384ساعت 3:56  توسط بهروز
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند1384ساعت 2:39  توسط بهروز
|
تو غربتی که سرده تمام روزو شبهاش
غریبه از منو ما عشق من عاشقم باش
تو غربتی که سرده تمام روز و شبهاش
غريبه از من و ما عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش که تن به شب نبازم
با غربت من بساز تا با خودم بسازم
عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش
تو خواب عاشقا رو تعبير تازه کردی
کهنه حديث عشق و تفسير تازه کردی
گفتی که از تو گفتن يعنی نفس کشيدن
از خود گذشتن من يعنی به تو رسيدن
قلبمو عادت بده به عاشقانه مردن
از عشق زنده بودن ، از عشق جون سپردن
وقتی که هق هق عشق ضجه احتياج
سر جنون سلامت که بهترين علاجه
عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش اگر چه مهلتی نيست
برای با تو بودن اگر چه فرصتی نيست
عشق من عاشقم باش نذار بيفتم از پا
بمون با من که بی تو نميرسم به فردا
عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش
Release Date:
Lyrics By: Iraj Janati Ataei ایرج جنتی عطایی
Arranged By: Varoujan واروژان
Melody By: Babak Bayat
+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:14  توسط بهروز
|
کوهو میزارم رودوشم رخت هر جنگو میپوشم
موجو از دریا میگیرم شیرهء سنگو میدوشم
Release Date:
Lyrics By: Reza Ataei
Arranged By: Varoujan واروژان
Melody By: Varoujan واروژان
+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:13  توسط بهروز
|
ضیافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار
خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن در یار
ضيافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق برای گم شدن دريا
چه دريايی ميان ما خوشا ديدار ما در خواب
چه اميدی به اين ساحل خوشا فرياد زير آب
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن
اگر خوابم اگر بيدار اگر مستم اگر هوشيار
مرا يارای بودن نيست تو ياری کن مرا ای يار
تو ای خاتون خواب من من تن خسته را درياب
مرا هم خانه کن تا صبح نوازش کن مرا تا خواب
هميشه خواب تو ديدن دليل بودن من بود
چراغ راه بيداری اگر بود از تو روشن بود
ضيافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ايثار
خوشا پيدا شدن در عشق برای گم شدن دريا
نه از دور و نه از نزديک تو از خواب آمدی ای عشق
خوشا خودسوزی عاشق مرا آتش زدی ای عشق
خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن
Release Date:
Lyrics By: Iraj Janati Ataei ایرج جنتی عطایی
Arranged By: Varoujan واروژان
Melody By: Babak Bayat
+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:11  توسط بهروز
|
هر چه را که ساختم عاقبت شکست ، شکست
من همیشه باختم ، باختم ، باختم
من نه آبشار من نه جویبار من نه چشمه سار
من نه سبزه نه رود من نه بر آسمان گرم مهر ، دمیده دیر
من نه از شاخ سرد قهر ، پریده زود
هرچه بود از تو بود از تو بود
من همیشه شوره زار من همیشه دست باز
من طلوع دائم نیاز
من همیشه با همیشه ساختم
من همیشه در همیشه سوختم
من همیشه با سوزن نگاه
با نخ آرزو ، روزها ، هفته ها ، ماه ها ، سالها را به هم دوختم
هرچه بود از تو بود ، از تو بود ، از تو بود
Release Date:
Lyrics By: Forsi
Arranged By: Naser Chechm Azar ناصر چشم آذر
Melody By: Naser Chechm Azar
+ نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 0:10  توسط بهروز
|